شرف الدين محمد بن مسعود مسعودى بخارى

90

مجمع الاحكام ( فارسى )

تواند بود كه وحشى السير بود و خالى السير نبود ، و حقيقت اين سخن از اين علم نيست و اين اشارت كه رفت سماحتى بود از قلم ، و اگر خط دركشم بخيلى « 1 » بود خوانندگان به اين خط عيب نكنند . فصل ببايد دانست كه دايرهء بروج را به دوازده « 2 » قسم توهم كرده‌اند و آن اقسام را خانه‌ها خوانند . مبداء قسم اول از خود است كه مماس افق مشرق است و جمله اين قسم در زير افق است و اين قسم را طالع خوانند ، و آن قسم كه در برابر اين است و مبداء آن مماس دايره افق مغرب است و جملهء آن بر بالاى افق خانهء هفتم است ، و آن قسم كه مبداء آن مماس دايره نصف النهار است بر بالاى افق و جملهء آن از آن « 3 » دايره در جهت مشرق است ، خانه دهم است ، و آن قسم كه در برابر اين است و مبداء آن مماس دايره نصف النهار است ، در زير افق و جملهء آن از آن دايره در جهت مغرب است خانهء چهارم است . و اين چهارخانه را اوتاد اربعه خوانند ، و هر خانه‌اى را كه پس از وتدى بود مايل الوتد خوانند و آن خانه دوم و پنجم و هشتم و يازدهم است و خانه‌هاى باقى ساقط و زايل خوانند و آن سيم و ششم و نهم و دوازدهم است . و هر يكى را از خانه‌ها [ ى ] « 4 » دلالتى است بر حال . اما طالع دليل است بر تن « 5 » و جان و زندگانى و عمر و قوتى كه بدان كارها ابتدا كنند تمام شود ، و اشخاص كه موجود گردند تربيت يابند و كمال پذيرند و به رسائل و ابتداها و كارها ( ى ) « 6 » ظاهر و زيادتى جاه و شرف ، و بر جادوئى و افسونگرى و بر زمين مولود و حداثت سن و كودكى ، و اين خانه را سير احوال باز خوانند .

--> ( 1 ) . م . تحليلى بود ، د . و ح . به كلى بىنقطه . ( 2 ) . م . بدوارده . ( 3 ) . در ح . ازو سپس خط خورده و بالاى آن : از آن . ( 4 ) . م . خانهاى ايشان . ( 5 ) . متون . برين . ( 6 ) . م . ندارد .